صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید.
سلام به همگی دوستا عزیز. مطلب این وبلاگ با دو رباعی آغاز می کنم:
ان مرد بد از دود خوشش می اید
از اتش نمرود خوشش می اید
در شهر تجارتش فروش ماهی است
از اب گل الود خوشش می اید
یک شهر به تو نیاز دارد برگرد
شب گرگ دسیسه باز دارد برگرد
با اینکه هزار قصه گفتند و گذشت
این رشته سر دراز دارد برگرد
