تبليغاتX
سی اسفند

سی اسفند

ادبیات
 
 
 
نمیدونم این پست رو چطوری شروع کنم

می دونین گاهی آدم به خودش میگه اینجا دیگه آخر خطه حتی خدا هم دیگه کاری ازش بر نمیاد کارت تمومه بچه

اما

در کمال تعجب می بینی هنوزم میشه یه کاری کرد

میدونین خدا خیلی بزرگه اونقدر که همیشه یه کاری ازش بر میاد

اما فکر کنم ایندفعه دیگه واقعا....

به هر حال یه غزل جدید تقدیم به همون که فکر میکنم کاریه که خدا برای من کرد تا همه عمرم رو ممنونش باشم

خل وچل دختر خالو رمضان می رقصد

آنقدر خل که به آهنگ اذان می رقصد

کدخدا رفته که شاید بتوان کاری کرد

رفته آنجا که خدا مثل زنان می رقصد

کد خدا مرد بدی نیست ولی می گویند

گاه با دختر بدکاره خان می رقصد

خل وچل دختر خوشگل نکند خام شوی

حسد است اینکه میان دهتان می رقصد

تو چه میدانی از اینجا که بخواهی بروی

شتر گیج اجل کف به دهان می رقصد

کدخدا عاشق چشمان ورم کرده توست

چشم هایی که در اوج سرطان می رقصد

تو بمانی چه کسی جرات رفتن دارد

تو بمانی چه کسی با چمدان می رقصد

تو بمانی به خدا مزرعه هم می رقصد

من قسم می خورم آری تو بمان می رقصد

نشود گریه کنی گول دلت را بخوری

پیش خود فکر کنی از غم نان میرقصد

نشود بعد بگویند که نرگس خاتون

بی نوا در عوض چند قران می رقصد

 

کدخدا خسته و درمانده نباشی اما

همه خوابند و بر کوه خزان می  رقصد

نرگست رفته مسافر شده یعنی شاید

رفته دور از پدر چشم چران می رقصد

ته این شعر در آبادی رقاص آباد

هر که مست است به آهنگ بنان می رقصد

                                             

                                     تا بعد....

نوشته شده توسط حسین میررکنی |  در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 | 
سلام سلام سلام

مبارک غلام شماست و امیدوارم سالی پر از شعر پیش روی همه شما دوستای خوبم باشه

این اولین پست سال هشتاد و شش منه و امیدوارم خداوند کمک کنه و البته فرشته تنبلی هم خودشو بازنشسته کرده باشه تا بتونم تند تند بروز کنم

این پست رو تقدیم می کنم به فرشته نجاتم از شر سیاهیا و اون که دلش مث دریاست

امیدوارم همیشه بخنده و من رو هم تنها نذاره.

یه غزل جدید جدید

 

سیاه تر شده ایی در سیاه چال کثیفت

تو مانده ایی و فقط دستهای خالی کیفت

 

دودست داری وانگار بی رمق ترازآن است

که نیمه خیز بگیری به زانوان ضعیفت

 

زنی نشسته کنارت بدون آنکه بفهمی

که میشود بچرانیش در نگاه نحیفت

 

تومانده ایی وسکوتی که آن سکوت توهستی

که سرد میشود از درد ناله های خفیفت

 

چه ناامیدی شومی که فکر میکنی اصلا

تمام وسوسه ها هم نمیشوند حریفت

 

چه عاشقانه تورا میکشند مردمکانش

بدون آنکه بیفتد خطی به قلب شریفت

 

ببین کجای زمانی که میشوند نفسها

شبیه خنجر تیزی به قاب حس لطیفت

 

تو مانده ایی و فقط دستهای خالی کیفت

سفیدتر شده ایی از سیاه چال کثیفت

                                        موفق هستید فقط بخندید

 

نوشته شده توسط حسین میررکنی |  در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 | 

pctfx3.3

Sunset Template

مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا مركز طراحي و توسعه وب مركز طراحي قالبهاي حرفه اي وب سايت گروه طراحي چندرسانه اي Multimedia CD Catalogues وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی

Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده